داستانک های داداش محمد
داستان های جالب -کوتاه - آموزنده و رمان های زیبا

آخرین ارسال های تالار گفتمان
بازدید : 2 مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 آذر 1393

گفتم: کسی را مى ‏شناسم که روی آب راه می رود!
گفت: کار سختی نیست، بعضی پرنده ها هم روى آب راه مى ‏روند.
گفتم: فلان شخص قدرتی دارد که می تواند در هوا پرواز کند!
گفت: مگس هم می تواند در هوا بپرد.



ادامه مطلب ...
موضوع : مطالب مفهومی وبادرک بالا - درمیان خلق
بازدید : 5 مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 آذر 1393

   در یک سحرگاه سرد، مردی وارد ایستگاه مترو شد و شروع به نواختن ویولون کرد. این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ‌‎ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.
  سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود به راه افتاد.
   یک دقیقه بعد، ویولون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله به راه خود ادامه داد. چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد.



ادامه مطلب ...
موضوع : مطالب مفهومی وبادرک بالا - ویولن زن
بازدید : 7 مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 آذر 1393

روزی دو جوان نزد صاحبدلی رفتند و از او پرسیدند: فاصله بین دچار یک مشکل شدن تا نجات از آن مشکل چقدراست؟
استاد اندکی تامل کرد و گفت:
فاصله مشکل یک فرد و راه نجات او از آن مشکل برای هر شخصی به اندازه فاصله زانوی او تا زمین است!

  آن دو مرد جوان مبهوت از نزد او بیرون آمدند و با هم به گفتگو پرداختند.
اولی گفت: من مطمئنم منظور وی این بوده است که باید به جای روی زمین نشستن، از جا برخاست و با اراده برای مشکل راه حلی پیدا کرد. با یک جا نشستن و زانوی غم در آغوش گرفتن هیچ مشکلی حل نمی شود



ادامه مطلب ...
موضوع : مطالب مفهومی وبادرک بالا - نقطه صفر
بازدید : 11 مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 آذر 1393

نامت چه بود؟ آدم

فرزندِ؟ مرا  نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد؟ بهشت پاک                                      اینک محل سکونت؟ زمین خاک
قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا اینک به قدر سایه بختم به روی خاک                                      اعضاء خانواده؟ حوّای خوب و پاک،
 قابیل خشمناک، هابیل زیر خاک
روز تولدت؟ روز جمعه، به گمانم روز عشق



ادامه مطلب ...
موضوع : مطالب مفهومی وبادرک بالا - حضرت آدم
بازدید : 8 مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 آذر 1393

کوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد.
رفت‌ که‌ دنبال‌ خدا بگردد؛
و گفت: تا کوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.
نهالی‌ کوچک‌ کنار راه‌ ایستاده‌ بود.

مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت:
چه‌ تلخ‌ است‌ کنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن.

و درخت‌ زیر لب‌ گفت:
ولی‌ تلخ‌تر آن‌ است‌ که‌ بروی‌ و بی ‌‌ره آورد برگردی؛
کاش‌ می‌دانستی‌ آنچه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست.



ادامه مطلب ...
موضوع : مطالب مفهومی وبادرک بالا - سفر
صفحه ی بعدی (/2/) 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ... صفحه ی قبلی (0)
نمایش صفحه ی 1 از 21   |   5 نمایش در هر صفحه

مطالب اخیر
پیوند ها
داستانک
 
 

 

نظر سنجی
آیا مطالب این سایت موردپسندشماهست؟

بلی
خیر

مشاهده نتایج نظر سنجی


شماطرفدار کدام تیم هستید؟

سپاهان
پرسپولیس
استقلال
فولاد
تراکتورسازی

مشاهده نتایج نظر سنجی


اسلایدر

دانلود فیلم