ابزار وبلاگ

داستانک

آخرین ارسال های تالار گفتمان
هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
بازدید : 24 مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393

یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار میارزه. یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جوردن تقریباً 33 میلیون دلار میارزه. بستگی داره توپ  تو دست کی باشه!
یک توپ بیس بال تو دست من شاید 6 دلار بیارزه. یک توپ بیس بال تو دست راجر کلمن 475 میلیون دلار میارزه. بستگی داره توپ تو دست کی باشه!
یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است. یک راکت تنیس تو دست آندره آقاسی میلیونها میارزه.
بستگی داره راکت تو دست کی باشه!
یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو دور کنه. یک عصا تو دست موسی دریای بزرگ رو می شکافه. بستگی داره عصا تو دست کی باشه!
یک تیرکمون تو دست من یک اسباب بازی بچگانه است. یک تیرکمون تو دست داوود یک اسلحه قدرتمنده.
بستگی داره تیرکمون تو دست کی باشه.
 



ادامه مطلب ...
موضوع : داستان های کوتاه - داستانهای جالب
بازدید : 635 مرتبه
تاریخ : یکشنبه 17 فروردین 1393

جوان ثروتمندی نزد یک انسانی وارسته رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست. مرد او را به کنار پنجره برد و پرسید: پشت پنجره چه می بینی؟



ادامه مطلب ...
موضوع : داستان های کوتاه - داستانهای جالب
بازدید : 306 مرتبه
تاریخ : شنبه 9 فروردین 1393

مردی خواب عجیبی دید. او در عالم رویا دید که نزد فرشتگان رفته و به کارهای آنها نگاه می کند.هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند وتندتند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنندو آنها را داخل جعبه هایی میگذارند.

 



ادامه مطلب ...
موضوع : داستان های کوتاه - داستانهای جالب
بازدید : 220 مرتبه
تاریخ : شنبه 9 فروردین 1393

چهار شمع به آرامی می‌سوختند و با هم گفتگو می‌کردند.محیط به قدری آرام بود که گفتگوی شمع‌ها شنیده می‌شداولین شمع می‌گفت: من «دوستی» هستم اما هیچکس نمی‌تواند مرا شعله‌ور نگاه دارد و من ناگزیر خاموش خواهم شد. شمع دوستی کم نورتر و کم نورتر شد و خاموش گشت.



ادامه مطلب ...
موضوع : داستان های کوتاه - داستانهای جالب
بازدید : 287 مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اسفند 1392

در مطب دکتر به شدت به صدا درامد . دکتر گفت در را شکستی ! بیا تو .ادر باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود ، به طرف دکتر دوید : آقای دکتر ! مادرم ! و در حالی که نفس نفس میزد ادامه داد : التماس میکنم با من بیایید ! مادرم خیلی مریض است .



ادامه مطلب ...
موضوع : داستان های کوتاه - داستانهای جالب
بازدید : 267 مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اسفند 1392

در مهد کودک های ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلی و ادامه بازی تا یک بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.



ادامه مطلب ...
موضوع : داستان های کوتاه - داستانهای جالب
بازدید : 182 مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اسفند 1392

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.



ادامه مطلب ...
موضوع : داستان های کوتاه - داستانهای جالب
بازدید : 163 مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اسفند 1392

یارو میره رستوران سوپ بخوره سفارش میده ولی خیلی طول میکشه ، میبینه یکی اونور نشسته ، یه کاسه سوپ جولوشه و داره سیگار میکشه .



ادامه مطلب ...
موضوع : داستان های کوتاه - داستانهای جالب
صفحه ی بعدی (/2/) 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ... صفحه ی قبلی (0)
نمایش صفحه ی 1 از 15   |   8 نمایش در هر صفحه

مطالب اخیر
پیوند ها
داستانک
 
 

 

نظر سنجی
آیا مطالب این سایت موردپسندشماهست؟

بلی
خیر

مشاهده نتایج نظر سنجی


شماطرفدار کدام تیم هستید؟

سپاهان
پرسپولیس
استقلال
فولاد
تراکتورسازی

مشاهده نتایج نظر سنجی


اسلایدر

دانلود فیلم